سلام !
* خسرو شکیبایی هم به خاطره ها پیوست ... روحش شاد
جمعه صبح من کنکور داشتم 21 تیر کاردانی به کارشناسی ! واقعا لذت بردم ! فک کنم کلا 20 تا تست زدم !! اینقده آسون بووود که نگـــوووووو !!!! بعدش به افتخار اینکه من اینقده دختر خوبی ام و درس میخونم و همه تستارو جواب دادم ! با پسر خالم که اومده بود دنبالم رفتیم بستنی و کلی بگو بخند ! چقده هم خوش گذشت ! کنکور کیلو چنده اه !
راستی پنج شنبه 20 تیر " شب آرزوها " بود چیا آرزو کردین ؟
فردا روز مرد و پدره ... بابایی عزیزم روزت مبارک ...
این روزا کارم شده این که : شبا 4 یا 5 صبح میخوابم ! 1 ظهر بیدار میشم البته اگه بخوام برم بیرون که زود بیدار میشم ! ظهر هم یکی دو ساعتی میخوابم ! عصر میرم کلاس ! نه به بعد میام خونه ! فیلم میبینم ! شام میخورم ! میشینم پای کامپیوتر و از این کارا ! بعد همه منو دعوا میکنن که چرا شبا میمونی بیدار !! خب چیکار کنم خوابم نمیگیره دیگه !!
30 – 40 صفحه ای مونده تا رمان غزالمو تموم کنم ! امشب تمومش میکنم ! دوسش دارم و برای بار سوم که میخونمش بازم غرق لذت میشم ! الان دیگه با دقت بیشتری میخونم و میفهممش و بیشتر تو ذهنم ثبت میشه !
کلاسم خیلی باحاله ! کلی میگیم و میخندیم ! خیلی راحتیم با هم ! البته در یه چارچوبی ها ! استادم مجرده میخوایم براش زن بگیریم ! کلی سر همین زن گرفتنش اذیتش میکنیم ! من از کل هزینه کلاس که 200 تومنه فقط 50 تومن دادم ! هر روز میاد اذیتم میکنه که پولتو بیار ! منم میگم تا کل کلاسم تموم نشه و کامل یاد نگیرم از پول خبری نیست ! :دی ایشالا یه خانوم مهندس برنامه نویس میشم بعد پروژه هاتونو بیارید براتون مینویسم ! کاش استادم منو ببره سر کار ! خیلی خوب میشه !
اصلا حس درس خوندن واسه کنکورو ندارم ! آذر آزاد کارشناسیه ! هزینش خیلی زیاده ! نمیدونم چیکار کنم ! اگه برم سر کار از هیچی خیلی بهتره حداقل یه کمک کوچولو میشه ! فک کن ترمی حدودا یک میلیون یا یک میلیون و دویست سیصد میشه !!! خیلی زیاده !!! کتاب تست ندارم ! حوصله هم ندارم ! کاش یکی بود تشویقم میکرد درس میخوندم یا یکی بود با هم میشستیم درس میخوندیم ! شماها نمیخواین کنکور بدین ؟ هیشکی نیست ؟ گفتم کنکور بدم اگه یه دفه زد و قبول شدم نتونستم نمیرم و بعدا اگه خواستم مثلا سال بعدش یا ترم بعدش برم اگه یکم دنبالش برم و یه پولی پرداخت کنم قبول میکنن البته اگه قبول شم !! مامان میگه تو که نمیخوای شرکت کنی (حال میکنین چقده بهم روحیه میدن خدایی :دی)!!! میگم نه مامان بذار بدم بعدا افسوس نخورم چرا ندادم !!
چی بگم دیگه هوم ... !!!
من الان هوس چایی کردم !!...
استادم که باهاش کارورزی دارم گفت نمیخواد برید جایی فقط یه جایی رو بگید و تو فرم وارد کنید فقط گزارششو برام بیارین ! ایـــول لطف بزرگی کرد ها ! دمش گرم!
امشب عروسی بودم ! البته حنابندون بود ! بد نبود ! عروسی داداش دوستمه ! کلی لطف کردن و خیلی شرمندشون شدم ! همش دور و برم بودن ! همش پذیرایی میکردن ! خیلی خوب بودن ! دستشون بی بلا ! راستی ما اینجا مراسم حنابندون داریم تو شهرای دیگه هم اینجوره ؟ چه جورین مراسم شهرای دیگه ؟!
علی کوچولوم مریض شده ! الهی بمیرم براش ! تب داره حالت تهوع داره اذیته ! چند بار مامان باباش بردنش دکتر گفته ویروسه و یه سری دارو داده ! اول فک کردیم اوریون گرفته آخه زیر گلوش یه کم ورم کرده بود ! اما دگتر گفت گلوش عفونت کرده ! یا آروم میشینه یا خوابیده یا دراز کشیده ! دوست ندارم آروم بشینه هر چند وقتی فضولی میکنه یه کوچولو اذیت میکنه فداش شم اما الان که آرومه نگاش که میکنم دلم میگیره ! علی کوچولوم عمه گلم پاشو بازی کن شیطونی کن اذیتم کن دعوا کن گریه کن بهونه بگیر بالا پایین بپر برو خوراکی بخر عمه پاشو گلم ... زود خوب میشی به خدا قول میدم ....




