همه میگن طراوت بارون من میگم عشق بازی آسمون

آموزش جامع 30 زبان خارجی Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 29 آبان ماه سال 1386
۴ - خستم داغونم !!!

سلام

بالاخره جمعه آقای همسری افتخار داد !!! باهام حرف بزنه اولش یه کم اون داد زد بعدش من داد زدم یه خورده دعوا کردیمبعدم عشقولانه ای شدیم من ازش معذرت خواستم واسه اینکه نرفتم دکتر اونم منو بخشیدKissFrench KissIn Love

 

یکشنبه ساعت سه اس ام اس زده میگه میخوام باهات حرف بزنم حالا هی من میگم نمیشه اونم گیر داده بود که اگه جواب ندی دیگه باهات حرف نمیزنمو از این حرفا بعد از کلی تهدید کردن دیدم اگه جواب ندم دیگه هیچی باز میشیم مثل دو هفته پیش منم جواب دادم اینقده آروم حرف میزدم که خودمم نمیفهمیدم چی میگم !!!!

 

بهش گفتم هر چه زودتر به خانوادت بگو البته من دو ماه بهش گفتم بگو همش میگه باشه اما کاری نمیکنه منم عصبانی شدم گفتم چرا من همش باید بگم برو بگو اگه خیلی دوستم داشته باشی خیلی برات مهم باشم میری میگی تا حالا هم نگفتی حتما برات مهم نیست بهش گفتم من دخترم شرایطم خیلی با تو فرق داره بهش گفتم من از دوریت خسته شدم واسه اینکه یه بار بتونم تورو ببینم و پیشم باشی اما این حقو ندارم خسته شدم گفتم از این همه بلاتکلیفی خسته شدم گفتم میخوام تکلیفمو روشن کنی گفتم اگه نمیتونی یا نمیخوای بگو همین جا تمومش میکنم اونم خیلی ناراحت شد گفت باشه تا آخر همین هفته میگم منم گفتم نیازی نکرده اینجور گفتنت به درد خودت میخوره گفتم دلم نمیخواد من بهت بگم برو بگو این تویی که خودت باید بری بگی خیلی ناراحت شدم بهم خیلی برخورد نمیدونم چرا حس میکنم نمیخواد فعلا بگه یا شایدم نمیتونه بگه حس میکنم میترسه اینکه چرا واقعا نمیدونم !!!!  اما آخرش که باید بگه پس هر چه زودتر بهتر !!!!

امروزم زنگ زد خداروشکر ناراحت نبود یه خورده حرف زدیم بعدشم گفتم کار دارم باید برم و خداحافظی کردیم !!!!

از برخورد خانواده خودم و آقای همسری خیلی میترسم واقعا نمیدونم وقتی میفهمن باید چی کار کنم و چه برخوردی نشون بدم !!!

اوضاع حتما خیلی بد میشه وای حتا فکرشم نمیتونم بکنم فکرشم وحشتناکه !!!!

 

اصلا تو کارهام برنامه ریزی ندارم یه چند وقتیه اینجوری شدم همش میرم دانشگاه میام خونه کارم شده فقط همین باید کارامو سر و سامان بدم باید دوباره پیاده روی رو شروع کنم خیلی دوست دارم پیاده روی رو!!!

پی نوشت ۱ - خیلی خستم وضع روحیم خرابه خیلیییییی !!!!

پی نوشت ۲- فردا امتحان زبان ماشین دارم هیچی هم نخوندم !!!!!!!

پی نوشت ۳ - یکی به من بگه چیکار کنم که آقای همسری زودتر به خانوادش بگه

پی نوشت ۴ - اینقده این شکلک هارو دوست دارم !!!!!

دوشنبه 21 آبان ماه سال 1386
۳ - درد و دل خانومی با همسرش
سلام

امروز با خوندن حرفای سیندخت جون یه جوری شدم ... یعنی ممکنه منم یه روزی به این آرزوی با هم بودنمون برسم و این حرفارو بزنم ... اون وقت من باید دلم واسه خونمون  شهرم تنگ بشه  ...مجبورم از اون ور کشورم برای یه ور دیگه کشورم دلتنگی کنم

تمام زندگیم رویاهام همش دور آقای همسری و با هم بودنمون میگذره همیشه بهش گفتم و میگم من تا آخرش باهاشم یعنی میخوام باشم من بدون آقای همسری زنده نمی مونم

بازم از اون وقتاییه که دلم بدجوری هواشو کرده Heart SmileIn Love

می دونم هیچ وقت خونواده من راضی نمیشن مگه اینکه دیگه چی بشه که راضی بشن احتمالا خونواده آقای همسری هم راضی نمیشن اما من میمونم بالاخره باید یه روزی راضی بشن من نمیتونم با یکی دیگه باشم نمیتونم عشق یکی دیگه رو توی دلم جا بدم نمیتونم خانوم خونه یکی دیگه باشم اگه قراره بدون آقای همسری باشم پس بهتره تا آخر زندگیم تنها باشم اما حداقل با خاطرات عشقم زنده میمونم و زندگی میکنم French KissKiss

یه وقتایی به این نتیجه میرسم که من لیاقت این همه دوست داشتن آقای همسری رو ندارم اون همه جوره واسه من مایه گذاشته حالا میخواد مالی باشه میخواد معنوی باشه هیچ وقت واسم هیچی کم نذاشته اما من همیشه با کارام یا حرفام حرصش میدم و اذیتش میکنم نه اینکه از قصد بخوام همچین کاری کنم نه اما بچم به قول آقای همسری دیونم ...

اون منو به خاطر خودم میخواد منم اونو واسه خودش میخوام ...In LoveKiss

واسه امروز بسه ...

فردا امتحان دارم پس فردا هم دارم هیچی هم نخوندم اینجا نشستم دارم وبگردی میکنم

ریلکسی رو حال میکنید ....

دلم واسه یکی از دوستام که ازم دوره تنگیده ...

برم به زندگی برسم ...

پی نوشت : آقای همسری دوستت دارم دلم بدجوری واست تنگیده Kiss 

بایتون

 

جمعه 18 آبان ماه سال 1386
۲- دلم تنگه برات

سلام

دلم گرفته ... !خیلی آقای همسر بی معرفت از دستم عصبانیه بهم زنگ نمیزنه منم هر چی زنگ میزنم جواب نمیده  ... واسه چی ؟ واسه اینکه من بهش گفتم صورتم جوش زده اونم گفت برو دکتر منم گفتم باشه ولی هنوز نرفتم چند روز همش میگفت رفتی منم می گفتم نه !!!! اونم عصبانیه وحشتناک !!!! دیشب برام اس ام اس داده که : هر وقت اخلاقتو عوض کردی باهات حرف میزنم !!!!

دارم دیونه میشم به خدا وقت نکردم برم هر چی هم میگم خوب میشه میگه نه !!!!! باید بری دکتر !!!!! میبینی توروخدا !!!!!

امروز تولد مبینای گلم بود ۱ ساله شد قند عسلم گلکم تولدت مبارک !!!!!

یکی به من بگه واسه اینکه آقای همسر آشتی کنه چیکار کنم ؟؟؟؟؟؟؟

پی نوشت : دوستت دارم آقای همسری

پی نوشت : دلم برات تنگیده کجایی ببینی خانومیت داغونه خیلی داغون !!!!!!!!!!!!!!!!!

 

   1      2    صفحه بعدی