همه میگن طراوت بارون من میگم عشق بازی آسمون

خودتان سایت بسازید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 25 بهمن ماه سال 1386
۱۴ - ولنتاین و خبرای دیگه ...

ولنتاین همه مبارک ...  این چند روز بازار کادو و شکلات و عروسک و گل و همه چی گرمه ... منم اینجا هستم در خدمتتون ... واسه من که از کادو خبری نیست ... به همتون خوش بگذره ... با کادوهاتون حال کنید  

این پرشین من چش شده ؟ من اصلا نمیتونم واردش بشم تا آهنگ و عکس و ... رو آپلود کنم ... !!!

وارد سایت پرشین میشم بعد یوزر و پس رو وارد میکنم اما اصلا وارد نمیشه همون صفحه اول میمونه ... کسی میدونه چشه ؟ شاید من اشتباه راهشو وارد میشم ... نمیدونم ... هر روزم چک میکنم اما بازم همون جوریه ... اگه کسی بدونه چشه و کمکم کنه ممنون میشم ...

شنبه انتخاب واحد داشتم و اینقده سرعت اینترنت اومده پایین که مردمو زنده شدم تا وارد میشد و میزاشت من درسا رو اخذ کنم ...

دو ترم پیش ترم بهمن با یه استادی زبان فنی داشتم خیلی باحال بود منم کتاب خواهرمو میبردم که توش معنی داشت و استاد هر چی میپرسید من جواب میدادم و حسابی سر کلاسش اکتیو بودم و همیشه کلی ازم تعریف میکرد که تو خیلی زبانت عالیه و از این حرفا حتی یکی دو دفه بهم گفت بعد کلاس بیا پیشم کارت دارم وقتی رفتم گفت تو خیلی خوب اکتیوی سعی کن دنبالشو بگیری و مطمئنم که موفق میشی و خلاصه حسابی تشویقم میکرد و بهم روحیه میداد و منم نمیتونستم که بهش بگم که اینارو از رو کتاب بلدم و خداییش دلم برا خودم میسوخت که دارم دروغ بهش میگم اما خوب نمیشد راستشو بگم ... خدا جون منو ببخش استاد گلم تو هم منو ببخش ... یه دفه بهم گفت اصلا نگران پایان ترمت نباش و من همه جوره قبولت دارم منم بگو که چقدر ذوق کردم خدایی ... انصافا هم خیلی اطلاعاتش بالا بود و خیلی سر کلاس حرف میزد ... اما پایان ترم یه امتحانی گرفت که همه مونده بودن اینقده سخت اورده بود که خدا میدونه و چند تا از سوالاش از جایی بود که اصلا درس نداده بود و بقیه سوالا هم که دیدنی بودن  همه اعتراض میکردن اما اون که گوش نمیکرد ... بعد که من برگمو دادم و اومدم بیرون بهم گفت خانوم فلانی چجوری دادی منم گفتم استاد اونطور که باید خوب ندادم و ... گفت اصلا نگران نباش تو بهترین دانشجوی من بودی و خیلی سر کلاسم اکتیو بودی و نمرتم طوری رد میکنم که حقته و خیالت راحت !!! باشهو من دیدم که تو سر کلاس چطور بودی همون برام کافیه ... منو میگی دیگه داشتم ذوق مرگ میشدم ... حالا یکی دو تا از دوستام که میدونستن که من از رو کتاب میگم اینارو کلی از منو استاد عصبانی بودن که تو داری نامردی میکنی و از این حرفا ... و همون موقه استاده بهم گفت که شبکه – سخت افزار و ... هم درس میده ... و دوست دارم که اگه شد بازم دانشجوی خودم باشی که منم تو دلم گفتم حتما !!!!!!!! ...

بعدا نمره امتحانمو 19.5رد کرد و من کلی بازم ذوق مرگ شدم و دوستمو داد 10 !!!!! وای کف کرده بودم که ممکن بود منم اگه سر کلاسش اکتیو نبودم برام 10 رد میکرد و دوستم میگفت من مطمئنم بالاتر میگیرم اما خوب کیه که گوش بده و بهش گفتم برو خدارو شکر کن که بازم انصاف داشته 10 رو بهت داده و گرنه که ...

تا شنبه که اومدم سخت افزار بگیرم دیدم ... بــــلــــه این استاد محترم من  و یه استاد دیگه اینو ارائه دادن !!و اون یکی استاد تمام کلاساش ظرفیت تکمیل خورده بود به جز همین استادم که منم مجبور شدم باهاش بگیرم البته الانم در سعی و تلاشم که تو حذف و اضافه با اون یکی استاد کلاس بگیرم چون میدونم بدبختم میکنه از بس سخت گیره و بد میاره امتحاناتشو ... از بچه های ترم قبل هم که پرسیدم که باهاش سخت افزار داشتن و از دوستام هستن گفتن تا جایی که راه داره باهاش کلاس نگیر البته همشونم آخرش میگن تو رو که میشناسه تو که مشکلی نداری !!!! ازش بدم نمیاد هاا !! استاده خوبیه اما امتحاناتش و نمره دادنش بده ... حالا موندم که اگه با اون یکی استاده گیرم نیومد من چــــــی کـــار کـــنـــم ؟ ...!!!

جمعه 19 بهمن تولد دوستم بود که قم زندگی میکنه ... فردا میخوام کادوشو براش بفرستم !!! نمیدونم چرا انگاری طلسم افتاده بود هر روز که میخواستم برم تا براش پست کنم یه چیزی پیش میومد که نمیشد حالا خدا کنه فردا بشه دیگـــه ...

دیروز کلی دلم شکست ... چقدر بعضی از آدما میتونن بد باشن یه مرد !!! که حیف اسم  مرد که روش باشه جلوی چشام دل یه پسر بچه رو شکوند ... چیز خیلی مهمی نبود اما ... خیلی داغونم کرد ...هر دوشونم میشناسم ... شاید درست نباشه در مورد اون مرد اینجوری فکر کنم منظوری هم نداشت اما بدم اومد از کارش ... وقتی اونجوری اون بچه زد زیر گریه جیگرم آتیش گرفت و خودم ساعتها باهاش گریه کردم هر چند اون بچست و خیلی زود یادش رفت اما من هنوزم یادم میاد اعصابم بهم میریزه ... اون بچه خیلی برام عزیزه الانم بازم گریم گرفته ... دوست ندارم ناراحت بشه چرا آدما نمیفهمن اون بچست پاکه معصومه چطور دلشون میاد ... یه موقه هایی که خیلی عصبانی میشم و ممکنه سر بچه ای داد بزنم بعدش کلی میرم بوسش میکنم و براش خوردنی و هر چیزی که دوست داره میگیرم و ازش معذرت خواهی میکنم چون طاقت ندارم اما بعضیا ... !! بیخیال ...!!!

یه اخلاقی دارم که یه وقتایی بعضی چیزا میاد یادم  ... بعد هی میشینم فکر میکنم بهشون میگم آره طرف این منظورو داشت میخواست اینکارو بکنه و هزار تا فکر دیگه فقط هم خودمو داغون میکنم هااا ... بعدم دوباره میگم نه شایدم اینطوری نباشه و خودمو قانع میکنم و آروم میشم .... میخوام که اینطوری نباشم اما نمیدونم چرا نمیشه خیلی وقتا سکوت میکنم و تو خودم میریزم اما یه موقه هایی دلم میگیره و نمیتونم تحمل کنم ... البته الان رو خودم کار کردم و خداروشکر خیلی بهتر شدم و اینجوری خودم راحت ترم خیلـــــی ... هر دفه که اینجا مینویسم دلم گرفته دوست ندارم دوستامو که میان اینجا ناراحت کنم اما اینجا تنها جاییه که یه خورده آرومم میکنه ... تحملم کنید ... مرسی ...

بایتون ...

 

دوشنبه 15 بهمن ماه سال 1386
۱۳ - انرژی مثبت

من نباشم کی تو رویا موهاتو ناز میکنه ...

کی با بالای شکسته با تو پرواز میکنه ...

راست بگو من که نباشم اخمای پیشونیتو ...

کی میاد دونه دونه با حوصله باز میکنه ...

 

موقه هایی که عصبی ام یا ناراحتم یا داغونم و حتی موقه های عادی که آرومم و کلا همیشه یکی از چیزایی که خیلی آرومم میکنه آهنگ گوش دادنه ... بدجوری آرومم میکنه ... آهنگ خیلی دوست دارم و اگه روزی گوش ندم اصلا اون روز سرحال نیستم و توی روز خیلی آهنگ گوش میدم و میشه گفت با تموم آهنگا خاطره دارم منو میبرن تو یه دنیای دیگه ... خاطرات خوب و بد ... که وقتی گوش میدم تموم خاطراتم جلوی چشمام میان و ...

این آهنگ که اینجا نوشتم البته یه کمشه ... الان چند روزیه که همینو فقط گوش میدم آهنگ جدید کامران و هومن ...خیلی دوسش دارم خیلییییییی ...

 

من نباشم کی میاد ناز نگاتو میخره ...

کی میاد دنبال تو تو رو به خورشید ببره ...

کی میگه حرفا همیشه با تو ء ...

واسه ی خاطر تو کی میره پشت پنجره ...

 

از بس تو روز آهنگ گوش میدم که همه بهم میگن اینقده این آهنگارو گوش میدی که دیگه حالمون بهم میخوره ازشون ... اما من اینجوری نیستم و هیچ وقت آهنگی رو که دوست دارم ازش دلسرد نمیشم ...

 

من اگه نباشم کی واسه همیشه تو رو میپرسته ...

کی برات میمیره کی نمیشه خسته ...

کی تو رو میزاره روی دو تا چشماش ...

کی اگه نباشی میگیره نفسهاش ...

 

حالا میذارم بعدا شما هم گوش بدین ...

دوست دارم برم کلاس موسیقی ... خیلی علاقه دارم ...

داشتم با یه نفر امروز تلفنی صحبت میکردم که مذکر بود ... و موسیقی کار میکنه ... صدای منو خواهرم خیلی شبیه همه و معمولا همیشه مارو نمیتونن از نظر صدا تشخیص بدن ... وقتی امروز با هم سلام کردیم و اون فکر کرد که من خواهرم هستم و وقتی گفت که شما ... خانوم هستی ؟ منم گفتم نه ! و وقتی فهمید منم گفت :

ما توی موسیقی به صداهایی مثل ابی که وقتی میخونن صداشونو ول میکنن میگیم ماژور ... اما به صداهایی مثل احسان خواجه امیری و اصفهانی که بیشتر ایرانیا صداشونو میپسندن و تو صداشون یه غمی هست میگیم مینور ... گفت حالا جریان صدای تو و خواهرته ... منم گفتم یعنی صدای من ماژوره ؟... گفت نه ! صدای تو نسبت به خواهرت مینور تره و یه غمی تو صدات هست ... گفتم : خب شاید واقعا هم اینطوره با اینکه من آدم شادی هستم و همیشه میخندم و شوخی میکنم اما از درون اینقده شاد نیستم و غمگینم ... گفت : تو دیگه چرا ؟ تو که هنوز اول راهی و ... میگفت: من که وقتی زنگ میزنم و باهات حرف میزنم همیشه میخندی و خیلی خوشم میاد که اینقده ریلکسی و شادی !!!! ... گفت : دو شب پیش هم که زنگ زدم با وجود اینکه امتحان داشتی و گفتی هیچی بلد نیستی اما همش میخندیدی و باهام شوخی میکردی و آروم بودی ... اعتماد به نفست بالاست و من خیلی ازت خوشم میاد !!!! حتی اون موقه که پام پیچ خورد و زنگ زد و فهمید که پام پیچ خورده و باهام صحبت کرد و میگفت حالا پات درد میکنه چرا میخندی ؟ گفتم این خنده از ناراحتیمه ...!!! منم خیلی ازش خوشم میاد خیلی آدم جالبیه و اطلاعاتش تو بیشتر زمینه ها خیلی کامله و همیشه وقتی زنگ میزنه کلی برام حرف میزنه و من لذت میبرم از حرفاش و اونم خیلی آدم ریلکسیه ... خودشم میگفت که خیلی ریلکسه و اعتماد به نفسش بالاست ...

امروز امتحاناتم تموم شدن ... واای راحت شدم با اینکه زیاد راضی نبودم اما خدا خودش کمکم کنه استادا خوب نمره بدن و از فردا باید برم دنبال نمره هام تا حالا همش استرس امتحان بود از امروز استرس نمره هم اومده ... برام دعا کنید ...

شنبه انتخاب واحد ... از ترم قبل دیگه درس ها رو با استادایی که ارائه میدن رو تو برد نمیزنن و تو سایت انتخاب واحدمون میزنن و تا وقتی که روز انتخاب واحدم نشه نمیتونم بفهمم که چه استادی چه درسی ارائه داده البته ترم قبل یه چند درسی رو تو برد زدن اما بازم کفایت نمیکرد از فردا باید حواسم باشه اگه تو برد زدن برم نگاه کنم که احتمالش کمه ... کشتن منو با این انتخاب واحدشون  ... اعصاب نمیزارن واسم ...

چه زود گذشت یه ترم دیگه مونده و بعدش ... تماام ... آخی ... من دلم نمیخواد تموم بشه ... دانشگاه رو دوست دارم ... درسته درسا سخته اما خیلی دوران شیرینه ... بچه های دانشجو درک میکنن چی میگم دیگه ؟؟ ... بودن با دوستام و گفتن و خندیدن و شادی و غم و غصه ... همش شیرینه و میشه خاطره ... دلم از الان تنگ شده ... خیلی خوش میگذره ... ما پنج نفریم که همیشه با همیم ... با هم میریم با هم میایم درسامون کلاسامون و خلاصه تو همه چیز با همیم و خیلی خوش میگذره با هم بودنمون ... دیگه تو دانشگاه همه مارو میشناسن ... میدونن که ما حتی یه روز چهار نفر هم نمیشیم ... باز خوبه بچه های مثبتی هستیم !!!!! ( خودمو خیلی تحویل میگیرم نه؟!!!!) و خداروشکر منفی نیستیم که تابلو باشیم ...

 

نمی بخشمت ...

 

به خاطر خنده هایی که از صورتم گرفتی

 

به خاطر تمام غمهایی که بر صورتم نشاندی .

 

نمی بخشمت ...

 

به خاطر دلی که برایم شکستی

 

به خاطر احساسی که برایم پرپر کردی .

 

نمی بخشمت ...

 

به خاطر زخمی که بر وجودم نشاندی

 

به خاطر نمکی که بر زخمم گذاردی .

 

خودش میدونه با کی هستم که گفتم نمی بخشمت ...

بازم دلم گرفته ... بازم بی تابم ... بازم اشکام ... ای خدا ...

بایتون

سه شنبه 9 بهمن ماه سال 1386
۱۲ - مرسی ...

سلام

یکی از امتحاناتم که گفته بودم قبول نمیشم رو خدارو شکر قبول شدم و الان خیلی خوشحالم و از دعاهای همتون ممنونم که اگه دعای شما نبود منم قبول نمیشدم البته هنوز دو تا امتحان دیگه مونده که میترسم خیلیی ...

ممکنه اونا رو هم قبول نشم و خیلی میترسم و معدل این ترمم دیدنیه بازم برام دعا کنید

مرررسی ...

میخوام آهنگ بزارم رو وبلاگم اما بلد نیستم دیشب یاد گرفتم که چجوری حجم یه آهنگو کم کنم اما بلد نیستم بزارم روی وبلاگ اگه کسی بلده یادم بده ممنون میشم اما توروخدا هر کی گفت کامل بگه آخه حتی بلد نیستم کجا باید اینکارو انجام بدم ....مرسی

شنبه و یکشنبه هفته آینده دو تا امتحان دارم و بعدشم تموم میشن آخیش راحت میشم الانم هیچی نخوندم و کلی وجدان درد دارم ...

دوباره 20 بهمن انتخاب واحدمه که اینترنتیه و بازم کلی مکافات دارم و اعصابم بهم میریزه چون هم سرعت نت خیلی میاد پایین هم اینکه تمام کلاسای استادای خوب ظرفیت تکمیل میخوره و هر چی استاد بده گیرم میاد اه بدم میاد ...

دیگه ... اینکه الان خیلی آروم ترم نسبت به روزای پیش ... مرسی از همه دوستای گلم که بهم آرامش میدادن ...

پام هم خیلی بهتره و دردش کمتر شده خیلی ... اما بازم یه خورده درد داره و ایشالا که زودی اینم خوب بشه  ...

حوصله ندارم درس بخونم اما باید بخونم یکشنبه تنظیم دارم که خیلیی زیاده کتابش 200 صفحه ای هست وای من همش 30 صفحه خوندم بدبختی دارم با این تنظیم خیلی سخته اینقده کلماتش سخته که من هیچی نمیفهمم خدا به دادم برسه  ...

دیروز دوستم میگه که خواب دیدم تو و یکی دیگه از دوستام سکته کردین و مردین و برام خبر آوردن و منم کلی گریه کردم که من دوستامو میخوام ... یکمی از دیروز نگران شدم نمیدونم چرا یه خورده ترسیدم از اینکه شاید کار بدی کردم و خدا داره اینجوری بهم هشدار میده هر چند شنیدم که میگن مردن یعنی اینکه یه روز به عمرت اضافه میشه اما نمیدونم چرا ته دلم آروم نیست و نگرانم کرده و فکرمو مشغول کرده به نظرتون چی میتونه باشه ؟؟؟

برام دعا کنید بازم میام  ...

پی نوشت 1 : آهنگ وبلاگ قشنگه ؟ گیلاسی جون زحمتشو کشید و یه مدیا پلیر گذاشت اینجا و خلاصه کلی شرمندم کرد و دست گلش درد نکنه ... این آهنگو خیلی دوست دارم نظرتون چیه ؟

بایتون

 

 

   1      2    صفحه بعدی