عشق بازی آسمون
همه میگن طراوت بــارون من میگم عشق بازی آسمون
وقتی مبینا خانوم (دختر داداشم ) سرما بخوره و هی هر روز تو بغلت باشه و هی خودشو بچسبونه بهت انتظار داری من ازش سرما نگیرم و الان یه عدد خانومیه مریض نباشم ؟! سرماخوردم خفن !! صدام که اه اه ... خودم صدامو که میشنوم حالم از خودم بهم میخوره ، هر روز یه چشمم شروع به اشک اومدن میکنه ورسما" کور میشم من ! پیشونیم درد میکنه پریشب دیگه یه کدئین خوردم که خوابیدم که شاید دردش بذاره من بخوابم اما امروز فعلا مقاومت کردم ، دوس ندارم معتاده کدئین شم !!! بینی ام که بیا و ببین ، قطره بینی ام شب و روز ، خواب و بیداری تو دستمه چون کیپ که بشه دیگه میخوام بمیرم از احساسه خفگی !! در همین راستا کلاس خیاطی امروزو هم پیچوندمو نرفتم :دی البته سرم که درد میکرد ، چشمم اشک میومد ، میدونستم اگه برم هم باید اونجا کلی کار کنم حالا تا اینجای ماجرا قابل تحمله بدبختی اونجاس که کلی کار میده واسه وقتی که میام خونه ، منم که فعلا حالم خوب نیس ترجیح دادم نرم ، اینجوری سنگین ترم :دی ! روزها مثل همیشه داره میگذره و هنوز درگیره خیاطی و دامن دوزی هستم :دی !! برمیگردم ...

