<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0">
	<channel>
		<title><![CDATA[عشق بازی آسمون]]></title>
		<link>http://eshgh-bazi-asemoooon.blogsky.com</link>
		<description><![CDATA[همه میگن طراوت بارون من میگم عشق بازی آسمون]]></description>
		<language>fa</language>
		<generator>RSS Generated by BlogSky.com</generator>
		
			
				<item>
					<title><![CDATA[۳۶ - سفر نامه ...]]></title>
					<link>http://eshgh-bazi-asemoooon.blogsky.com/1387/06/06/post-44/</link>
					<description><![CDATA[<p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma">بخاطر اینکه بلیط گیرمون نیومد روز جمعه (25 مرداد) با اتوبوس رفتیم تهران ! افتضاح بود یعنی از همون لحظه ای که نشستیم من سر درد و حالت تهوع داشتم ! صندلی ها هم که انگاری سرسره بود هی سر میخوردیم پایین ! خیلی بد بود ! فردا صبحش رسیدیم تهران و رفتیم خونه عموم و استراحت کردیم ! همون روز(شنبه)من با یکی از دوستام که تهرانه رفتم ولیعصر میدون فاطمی بلوار کشاورز و حسابی گشتم از پاساژ کیش هم یه کفش گرفتم که البته حالا یکم اذیتم میکنه و نمیتونم بپوشمش !!! از 3 ظهر پیاده روی کردیم تا 9 شب یعنی وقتی اومدم خونه از شدت پا درد حتی نمیتونستم بشینم ! شب تا صبح از درد پانتونستم بخوابم و ناله کردم ! اما از رو که نرفتم ! دوباره فرداش (یکشنبه)به اتفاق خانواده و<span>&nbsp; </span>عموم و عمم رفتیم بیرون ! البته بچه ها بودیم با هم ! مامان و بابا ها نیومدن ! اول رفتم توچال ! گفتیم شاید تله کابین باز باشه که از شانس خوبمون بسته بود ! بیخیال شدیم رفتیم موزه هنر ایران !! خیلی قشنگ بود پیشنهاد میکنم هر کی نرفته حتما بره ! بعد رفتیم یه جای خوب یه آب انار خیلی خوب خوردیم و چند ساعتی گشتیم و اومدیم خونه ! شبش رفتیم پارک ملت ! آب نمای موزیکالش خیلی قشنگ بود خدایی ! فرداش (دوشنبه) رفتیم جمهوری و من و خواهرم و دختر عمم و زنداداش جدیدم هر کدوممون 2 تا مانتو خریدیم !! انگاری قحطی اومده بود !!:دی بعد شلوار جین گرفتیم ! و یخورده چیزای دیگه ! اومدیم خونه البته دیگه شب شده بود !! یکشنبه شبش اون یکی عموم که بازم تهران زندگی میکنه اومده بود خونه همین عموم که خونش بودیم و دعوتمون کرد واسه فردا شبش شام خونشون ! که بچه ها گفتن ما نمیخوایم بریم از این خونه به اون خونه ! میخوایم بگردیم ! منم پیشنهاد دادم که شام رو ببریم شهربازی ارم !!! پیشنهادم پذیرفته شد ! و دوشنبه بعد از اینکه از جمهوری اومدیم سری حاضر شدیم و رفتیم ارم !! خیلی حال داد !! اول رفتیم سورتمه سوار شدیم !! خواهرم و دختر عمم پیش هم نشستن ! منو پسر عموم هم پیش هم !! من چشامو بسته بودم و نگاه نمیکردم ! یکم ترسیده بودم ! پسر عمومم که هی دست و جیغ میزد ! منم هی میگفتم نکــــــــن :دی ! یعنی خنده بازاری بود ! بعد که خواستیم بیایم بیرون همین که پا شدم سرم گیج رفت ! میدونستم اگه یه کم تکون بخورم با مخ میخورم زمین ! نمیدونستم چی کار کنم ! به پسر عموم میگم : من سرم گیج میره چیکار کنم ! میگه هیچی وایسا همینجا منو نگا کن تا سرت خوب شه !! :دی منم گفتم جدیدا خیلی باهوش شدی بپا ندزدنت :دی !! بعد گفتم دستتو بده به من بیام بیرون دستشو گرفتم اومدم بیرون !! خب داشتم میافتادم اون لحظه حلال بود دیگه :دی !! بعد رفتم ترن :دی ! از اول من گفتم هر وسیله ای باشه سوار میشم همه میگفتن نمیترسی ؟!! گفتم نه <span>&nbsp;</span>بالاخره باید یه بار تجربه کرد :دی ! سورتمه هم که سوار شده بودم دیدم ترس نداشت فقط همون سر گیچه آخرش بود که اونم بیخیال گفتم من ترن میام :دی ! خلاصه بلیط گرفتن و وایسادیم تو صف ! همه هی تعریف میکردن و منو داشتن میترسوندن ! منم به زنداداش بزرگم گفتم چطوره من نیام :دی ؟ !! گفت تو بیخود میکنی نیای باید بیای !!! خلاصه از من که میترسم از زنداداشم اصرار که بایـــــــد بیای !!! پسر عمو هام هم میگفتن تو جرات داشته باش نیا !!! رفتیم نشستیم زنداداشم و پسر عموم جلو ! منو این یکی پسر عموم عقب !! گفتم جون مادرت باز جیغ و دست نزنی ها من میمیرم گفت باشه :دی !! چشمتون روز بد نبینه همین که راه افتاد این هی جیغ زد دست زد همراه با زنداداشم و اون پسر عموم ! من که فقط میگفتم نکــــــــن :دی ! اون بالا که رسید خواست بیاد پایین اینقده میله محافظ جلومو محکم گرفته بودم که دستام کبود شده بود :دی !! یعنی حس کردم از جلو دارم پرت میشم پایین !! فقط همون جاش ترسیدم ! ولی کلی خندیدیم :دی !! بعد اومدیم پسر داداشم گیر داد باید بریم ماشین سواری تو هم باید بیای باهام !! خلاصه باهاش رفتم سوار شدیم و اینقده این اذیت کرد و هی میزد به ماشین بقیه که من دلمو گرفته بودم از شدت خنده !! خودشم غش کرده بود از خنده :دی !! خیلی خنده دار بود :دی !! بعد اومدیم شام خوردیم و دیگه چیزی سوار نشدیم و گفتیم و خندیدیم !! قرار بود رنجر هم سوار شیم که دیگه شام که خوردیم هیشکی حال نداشت و موکول شد به سری بعد :دی !! اما خدایی خیلی خوش گذشت :دی ! سه شنبه هم دوباره با دوستم رفتم انقلاب و سه تا کتاب از مستور گرفتم و یخورده چیزای دیگه ! و بعدشم رفتیم خونه دوستم و بعدش اومدم خونه ! که یه عموی دیگم و یه عمه دیگم که به اتفاق هم رفته بودن مشهد 1 ساعت بعد از رسیدن من به خونه اونا هم رسیدن و خلاصه جمعمون حسابی جمع بود !! و تا 4 صبح بیدار بودیم و همه میگفتن و میخندیدم !! خیلی خیلـــــی خوش گذشت البته خوبیش به این بود که همه جمع بودیم !! فرداش (چهارشنبه) (30 مرداد) برای عصر ساعت 7 بلیط برگشت داشتیم ! جاهای دیگه هم رفتیم که حالا زیاد مهم نیست که بخوام دونه دونه بگم ! اما انصافا از اون مسافرت هایی بود که خیلی خوش گذشت و حسابی گشتیم و خوش گذروندیم ! هنوز نیومده داشتیم برنامه بعدی رو میریختیم که کی بیایم :دی! که دختر عمم گفت من 27 آبان وقت دارم فعلا اوکی دادیم تا ببینیم چی میشه :دی !!! هر روزش پر از خاطره بود !! هنوزم که یادم میاد میگم کاش اونجا بودم !! </span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma">پ.ن : گفتن نمیشه دو تا کامنت برام گذاشت پشت سر هم ! قالبو عوض کردم ! الان مشکل حل شده ؟</span></p>]]></description>
					<pubDate>Wed, 27 Aug 2008 16:35:58 GMT</pubDate>
					<comments>http://eshgh-bazi-asemoooon.blogsky.com/Comments.bs?PostID=44</comments>
          <guid>http://eshgh-bazi-asemoooon.blogsky.com/1387/06/06/post-44/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[۳۵ - گله ...]]></title>
					<link>http://eshgh-bazi-asemoooon.blogsky.com/1387/06/03/post-43/</link>
					<description><![CDATA[<p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">کنار هر قطره اشکم ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">هزارخاطره دفنه ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">اینقدر خاطره داری ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">که گویی قدر یه قرنه ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">گلوم میسوزه از عشقت ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">عشقی که مثل زهره ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">ولی بی عشق <strong>تو</strong> هر دم ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">خنده با لبهای <strong>من</strong> قهره ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">درسته با <strong>من</strong>ی اما ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">به این بودن نیازارم ...</span></p><p dir="rtl"><strong><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">تو</span></strong><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"> که حتی با چشماتم ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">نمیگی آه دوست دارم ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">اگه گفتی دوست دارم ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">فقط بازی لبهات بود ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">وگرنه رنگ خودخواهی ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">نشسته توی چشمات ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">هرچی عشقه توی دنیا ...</span></p><p dir="rtl"><strong><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">من</span></strong><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"> میخواستم مال <strong>ما</strong> باشه ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">اما <strong>تو</strong> هیچوقت نذاشتی ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">بینمون غصه نباشه ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">فکر میکردم با یه بوسه ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">با <strong>تو</strong> همخونه میمونم ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">نمیدونستم نمیشه ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">آخه بی <strong>تو</strong> نمیتونم ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">گله میکنم <strong>من</strong> از <strong>تو</strong> ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">از <strong>تو</strong> که این همه بیرحمی ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">هزار بار مردم از عشقت ...</span></p><p dir="rtl"><strong><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">تو</span></strong><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"> که هیچ وقت نمیفهمی ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">گله میکنم <strong>من</strong> <strong>از تو</strong> ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">از <strong>تو</strong> که این همه بیرحمی ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">هزار بار مردم از عشقت ...</span></p><p dir="rtl"><strong><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">تو</span></strong><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"> که هیچ وقت نمیفهمی ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">چشام همزاد اشک و خون ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">دلم همسایه آهه ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">زمونه گرگ و عشق <strong>تو</strong> ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">شبیه مکر روباهه ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">شدم چوپان ساده لوح ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">کنار گله احساس ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">چه رسمی داره این گله ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">سر چنگال گرگ دعواست ...</span></p><p dir="rtl"><strong><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">تو</span></strong><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"> اینقدر خواستنی هستی ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">که این گله نمیفهمه ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">اگه لبخند به لب داری ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">دلت از سنگ و بیرحمه ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">ببخش <strong>خوبم</strong> اگه این عشق ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">حیله ی <strong>تو</strong>رو رو کرد ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">نفرین به دل ساده ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">که به چنگال <strong>تو</strong> خو کرد ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">هرچی عشقه توی دنیا ...</span></p><p dir="rtl"><strong><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">من</span></strong><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"> میخواستم مال <strong>ما</strong> باشه ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">اما <strong>تو</strong> هیچوقت نذاشتی ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">بینمون غصه نباشه ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">فکر میکردم با یه بوسه ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">با <strong>تو</strong> همخونه میمونم ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">نمیدونستم نمیشه ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">آخه بی <strong>تو</strong> نمیتونم ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">گله میکنم <strong>من</strong> از<strong> تو</strong> ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">از <strong>تو</strong> که این همه بیرحمی ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">هزار بار مردم از عشقت ...</span></p><p dir="rtl"><strong><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">تو</span></strong><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"> که هیچ وقت نمیفهمی ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">گله میکنم <strong>من</strong> از <strong>تو</strong> ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">از <strong>تو</strong> که این همه بیرحمی ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">هزار بار مردم از عشقت ...</span></p><p dir="rtl"><strong><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">تو</span></strong><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"> که هیچ وقت نمیفهمی ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">هرچی عشقه توی دنیا ...</span></p><p dir="rtl"><strong><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">من</span></strong><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"> میخواستم مال <strong>ما</strong> باشه ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">اما <strong>تو</strong> هیچوقت نذاشتی ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">بینمون غصه نباشه ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">فکر میکردم با یه بوسه ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">با <strong>تو</strong> همخونه میمونم ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">نمیدونستم نمیشه ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">آخه بی <strong>تو</strong> نمیتونم ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">گله میکنم <strong>من</strong> از <strong>تو</strong> ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">از <strong>تو</strong> که این همه بیرحمی ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">هزار بار مردم از عشقت ...</span></p><p dir="rtl"><strong><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">تو</span></strong><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"> که هیچ وقت نمیفهمی ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">گله میکنم <strong>من</strong> از <strong>تو</strong> ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">از <strong>تو</strong> که این همه بیرحمی ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">هزار بار مردم از عشقت ...</span></p><p dir="rtl"><strong><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">تو</span></strong><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"> که هیچ وقت نمیفهمی ...</span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">هرچی عشقه توی دنیا ...</span></p><p dir="rtl"></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><strong>برام دعا کنین خیلی زیاد بیشتر از همیشه ... دعا کنین ...</strong></span></p>]]></description>
					<pubDate>Sun, 24 Aug 2008 02:35:25 GMT</pubDate>
					<comments>http://eshgh-bazi-asemoooon.blogsky.com/Comments.bs?PostID=43</comments>
          <guid>http://eshgh-bazi-asemoooon.blogsky.com/1387/06/03/post-43/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[۳۴ - دارم میرم ...]]></title>
					<link>http://eshgh-bazi-asemoooon.blogsky.com/1387/05/23/post-42/</link>
					<description><![CDATA[<p>امپراطور دریا تموم شد !!! دوسش داشتم خیلی زیاد ! از اون فیلمایی بود که خیلی به دلم نشست ! با اینکه بلوتوث قسمت آخرش دست همه بود خودمم تو گوشیم داشتمش میدونستمم آخرشم چی میشه اما نگاش نکردم تا اول از تلویزیون ببینمش ! البته ساعت ۸.۳۰ سر کلاس بودم که استادم گفت بیاین قسمت آخرشو ببینیم و از گوشیم نشستیم دیدیمش ! کم بود اما خیلی دلم گرفت ! اوج دل گرفتگیم وقتی بود که اومدم خونه ! وقتی رسیدم داشت پیام بازرگانی میداد ! بعد تند تند لباسامو عوض کردم و اومدم نشستم جلو تلویزیون ! همینجور پشت سر هم اشکام میریخت !! خیلی ناراحت شدم خیلی !! باورم نمیشد اصلا !!! یوم جانگ رو خیلی دوست داشتم با اینکه شخصیت منفی داشت ! دختر ارباب سولپیانگ (چی ریانگ) رو هم دوست داشتم ! جانگ بوگو هم همینطور !! عاشقشون بودم !! تا بحال هیچ فیلمی رو به این اندازه دوست نداشتم ! دیشب وقتی ۲تا دوست جانگ بوگو اسمشونو نمیدونم ! دیدم چجوری براش اشک میریزن نزدیک بود از شدت گریه بترکم ! وقتی هم&nbsp;میخواستن&nbsp;۲تا شونو بکشن&nbsp;همش داد میزدم تروخدا نکششون !! خیلی سخت بود برام ! آخر سرهم که یوم جانگ کشته شد وقتی داشت میمرد! صورتشو کرد طرف جانگ هوا افتاد زمین و مرد !! خیلی قشنگ بود به نظر من صحنش ! انگاری جلو جانگ هوا زانو زد !! فک کنم دپرس شدم !! کاش نمیمردن !! کاش تموم نمیشد !! ...</p><p></p><p></p><p>تروخدا نگاه کنین ...<a href="http://i34.tinypic.com/nxuxrm.jpg" target="_blank"> این</a>&nbsp;و <a href="http://i33.tinypic.com/2cnbhp2.jpg" target="_blank">این</a>&nbsp;و&nbsp;<a href="http://i36.tinypic.com/2uz87z5.jpg" target="_blank">این</a>&nbsp;و <a href="http://i38.tinypic.com/15zgll1.png" target="_blank">این</a>&nbsp;و <a href="http://i34.tinypic.com/2ivg283.jpg" target="_blank">این</a>&nbsp;</p><p></p><p>دونه دونه براتون عکسارو پیدا کردم آپلود کردم تا نشونتون بدم ... فقط به خاطر شما ... </p><p></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><a href="http://begoo.mihanblog.com/" target="_blank">ثمین</a>&nbsp;جون<span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma">&nbsp;نوشته واسه ماه رمضان دوست خوبمون قله نشین مثل هر سال ختم قرآن گذاشته ! گفتم بگم هر کی خواست تو این کار خدایی شرکت کنه !! </span></span></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma">ثمین جون تو هم گفتی ماه رمضان با ختم قرآن !!:دی ! باز دل من قیلی ویلی رفت ! باز هوس کردم !! ای خدا زود بیاد دیگه !!... </span></p><p dir="rtl"></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma">دیگه احتمالا جمعه میام تهران ! همین پس فردا ! من میتونم کسی از دوستای وبلاگیمو ببینم ! سعادتشو دارم ؟ ! هر کی میخواد&nbsp;کامنتی&nbsp;بذاره چیز خاصی بهم بگه&nbsp;تا فردا شب یا حداکثر تا جمعه صبح بگه باشه ؟ مرسی ...!</span></p><p dir="rtl"></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma">تاییدیه اینجا همچنان برداشتست !! اگه تو این چند روز که نیستم کسی خواست چیز خصوصی برام بزاره ایمیلم همین گوشه هست میل بزنه به ایمیلم ... مرسی ...! </span></p><p dir="rtl"></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma">راستی ... !! چهارشنبه برمیگردم یعنی پنج شنبه صبح اینجام !!</span></p><p dir="rtl"></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma">کلاسمم یا تا فرداست یا امروز !! هم من میخوام برم مسافرت هم استادم هم دوستام ! استاد هم گفت تا همینجا کافیه تا دوباره احتمالا توی ماه رمضان ادامش میدیم ! تا ببینیم خدا چی میخواد ! </span></p><p dir="rtl"></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma">راستی ... کسی فرم داره ؟ من میخوام واسه دیزاین برنامه هام طرح داشته باشم اما نمیدونم چجوری فرمامو طراحی کنم ؟ !! اگه کسی داره بهم طرح فرم بده تا من درستش کنم و براش برنامه بنویسم با </span><span dir="ltr" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma">vb.net</span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma"> !! ممنون میشم ...</span></p><p dir="rtl"></p><p dir="rtl"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: Tahoma">دوستتون دارم ... </span></p>]]></description>
					<pubDate>Wed, 13 Aug 2008 17:10:48 GMT</pubDate>
					<comments>http://eshgh-bazi-asemoooon.blogsky.com/Comments.bs?PostID=42</comments>
          <guid>http://eshgh-bazi-asemoooon.blogsky.com/1387/05/23/post-42/</guid>
				</item>
			
		
	</channel>
</rss>
